325474 326 چرا پوتین نمی‌تواند جلوی موج اعتراضات را بگیرد؟فرارو- “ولادیمر ولادیمیروویچ کارا مورزا” پدیده نادری در روسیه اســت: منتقد سرسختِ ولادیمر پوتین که هنوز زنده اســت!

به نقل فرارو به نقل از نیوزویک، “کارا مورزا” در ماه فوریه امســال در صدر خبرهای بین‌المللی قرار گرفـــــت؛ زیرا ظاهراً روزی که قرار بود به واشنگتن سفر کند توسط کرملین مسموم شد (اثبات این موضوع غیرممکن اســت). او در بیمارستان بستری شد اما نجات یافت. در دو ســال گذشته، این دومین باری بود که این اتفاق برایش افتاد.

او همچنان مصمم اســت و به برجسته‌ترین چهره در اصلاحات دموکراتیکِ روسیه تبدیل‌شده اســت. او معاون سازمان “Open Russia” اســت که توسط زندانی سیاسی سابق “میخائیل خوادوکففسکی” تأسیس شد. این سازمان غیردولتی برای آزادی‌های مدنی، حقوق بشر و آزادی رسانه‌ها در روسیه مبارزه می‌کند. او فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد تاریخ از دانشگاه کمبریج اســت و تنها ۳۵ ســال دارد. به‌عنوان روزنامه‌نگار، فیلم ساز و سردبیر فعالیت کرده اســت.

امســال در کنفرانس “مجمع آزادی اوسلو” که مخالفان، فعالان سیاسی و شخصیت‌های بانفوذ حضور دارند، با کارا مورزا گفتگو کردیم. او از چگونگی مبارزه برای دموکراسی در روسیه و امید به تغییرات قریب‌الوقوع گفت.

 * در ســال‌های اخیر، فرهنگ و آزادی مطبوعات در روسیه چه تغییراتی کرده اســت؟

ولادیمیر پوتین تقریباً ۱۸ ســال پیش به قدرت رسید. در آن زمان روسیه مطبوعات آزاد، مجلس پلورالیستی با نیروهای سیاسی مختلف، انتخابات واقعی و رقابتی و تفکیک قوا داشت. نمی‌گویم که همه‌چیز ایدئال بود، در سیستم سیاسی کاســتی و نقص‌های زیادی داشتیم و شرایط حقوق بشر هم دردسرات زیادی داشت. اما زمانی که پوتین به قدرت رسید، روسیه اساساً یک دموکراسی بود.

مطبوعات کاملاً آزاد، تلویزیون و حتی تلویزیون ملی کاملاً مستقل بودند و به تحلیل سیاسی واقعی و موثق شهرت داشتند. یک نمایش عروسکی به نام “کوکلی” (Kukly) پخش می‌شد که با هزل‌گویی انتقادهای شدیدی می‌کرد. هر هفته میلیون‌ها روسی این برنامه را تماشا می‌کردند که رهبران سیاسی ازجمله ولادیمیر پوتین را به عــکس می‌کشید. یادم می‌آید در اوایل ســال ۲۰۰۰ زمانی که پوتین تازه داشت به قدرت می‌رسید، پوتین را همانند “زاچی های کوچک” در افسانه‌های هافمن به عــکس کشید. داســتانی اســت درباره یک کوتوله زشت و بدجنس که ناگهان در مرکز توجه و تحسین قرار می‌گیرد.

اولین حرکت اصلی ولادیمیر پوتین جنگ علیه رسانه‌های مستقل بود. در سه ســال اول قدرت یعنی از ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳، تمام کانال‌های مستقل تلویزیونی را تعطیل کرد. کرملین انحصار کامل امواج تلویزیونی را در دست گرفـــــت. اگر امروز تلویزیون روسیه را تماشا کنید، می‌بینید که به یک رسانه تبلیغاتی تبدیل‌شده اســت. پوشش خبری غیرواقعی دارد و مخالفان سیاسی پوتین را خائن، عوامل خارجی و دشمنان روسیه توصیف می‌کند.

هنوز هم رسانه‌های آزاد در کشورمان وجود دارند، اما هر روز کمتر و کمتر می‌شوند زیرا تحت فشار مداوم قرار دارند.

هنوز هم برخی رسانه‌ها و روزنامه‌های شجاع وجود دارند. اینترنت روسیه هم عمدتاً بدون سانسور اســت. دولت تلاش دارد محتوای آنلاین را کنترل کند، بااین‌حال هنوز اینترنت آزاد داریم و هنوز بحث‌ها و محافل پر جنب‌وجوشی در رسانه‌های مجازی صورت می‌گیرد. اما رسانه‌های سنتی مانند امواج رادیویی و تلویزیون ملی، توسط دولت کنترل می‌شوند.

* در آمریکا ترامپ رسانه‌ها را “دشمن مردم” نامیده و مردم آمریکا این سخن را اعلان‌جنگ رئیس‌جمهور علیه رسانه‌ها تعبیر کرده‌اند. آیا فکر می‌کنید این آغاز یک‌روند اســت یا عقیده دارید آمریکا نمی‌تواند به موقعیتی مشابه با روسیه برسد؟

صادقانه بگویم، خوشم نمی‌آید مردم آنچه در رژیم‌های دیکتاتوری اتفاق می‌افتد را با رخدادهای کشورهای دموکرات مقایسه کنند. شرایط این دو اساساً متفاوت اســت. فکر نمی‌کنم هیچ رئیس‌جمهور و یا دولتی بتواند آزادی رسانه‌ها در آمریکا را از بین ببرد، درحالی‌که پوتین رسانه‌های آزاد را به‌کلی نابود کرده اســت.

اگر به آخرین شاخص آزادی مطبوعات جهان نگاه کنید، از میان ۱۷۸ کشور روسیه در رتبه ۱۴۸ قرار دارد: حتی پایین‌تر از کشورهایی مانند زیمباوه، ونزوئلا و بنگلادش. پوتین اولین ســال‌های قدرت خود را وقف نابودی رسانه‌های حیاتی ‌کرد که بحث‌های آزاد برگزار می‌کردند یا مخالف سیاســت‌های دولت بودند. عقیده دارم چنین چیزی در آمریکا ممکن نیست.

* جالب اســت که خود ترامپ هم سعی کرده این دو نوع دولت را با هم مقایسه کند: “ما اینجا هم قاتل داریم، همان‌طور که در روسیه قاتل دارند.” آیا مشابه دانستن روسیه و آمریکا از سوی ترامپ خطرناک اســت؟

در حال حاضر روس‌های زیادی وجود دارند که می‌خواهند در سیاســت‌های آمریکا مداخله کنند. نمی‌خواهم من هم به جمع آن‌ها اضافه شوم. به‌عنوان یک سیاســتمدار روسی، در جایگاهی نیستم که درباره اوضاع سیاســت داخلی آمریکا نظر دهم. اما می‌گویم که برای رهبران دموکراسی غربی (از همه حیاتی‌تر آمریکا) پایبندی به اصول اساسیِ سیستم امری حیاتی اســت.

مثلاً خیلی حیاتی اســت که ارتباطات رسمی میان دولت‌های غربی و رژیم پوتین مخفی نشود، زیرا چنین روابطی را نمی‌توان زیر قالی پنهان کرد. زمانی که ولادیمیر پوتین و سرگئی لاوروف با اشاره به مسائل حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون به دیگر کشورها می‌گویند “در امور داخلی ما دخالت نکنید”، ناروا می‌گویند. زیرا حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون “امور داخلی” محسوب نمی‌شوند. این به‌صراحت در اسناد سازمان امنیت و همکاری اروپا ذکرشده اســت که روسیه، آمریکا و تمام کشورهای اروپایی عضو آن هستند. بنابراین انتظار داریم به این مسائل توجه شود و با صداقت موردبحث قرار گیرند.

* آیا فکر می‌کنید اعتراضات در روسیه به نقطه عطف رسیده اســت؟

پس از ماه مارس که شاهد اعتراضات گسترده در سراسر کشور بودیم، فکر می‌کنم به یک نقطه عطف واقعی رسیدیم، هم برای روسیه و هم برای رژیم پوتین. زیرا علیرغم تمام فشارها و تهدیدهای بسیار واقعی که مخالفان پوتین با آن روبرو می‌شوند، ده‌ها هزار نفر در مناطق مختلف کشور به خیابان‌ها ریختند تا به فساد، دیکتاتوری، بی‌توجهی به حقوق بشر و آزادی‌های فردی “نه” بگویند. “نه” به انحصارطلبانی که ۱۸ ســال اســت در قدرت مانده‌اند.

امیدوارکننده‌ترین چیز معترضانی بودند که در این تظاهرات شرکت کردند. اکثریت قریب به‌اتفاق آن‌ها جوانان بودند که نمایندگان نسل جدید و فردای روسیه هستند؛ نوجوانان و جوانانی که پس از ولادیمیر پوتین، آینده روسیه را شکل می‌دهند. این‌ها افرادی هستند که در رژیم پوتین به دنیا آمدند و بزرگ شدند. افرادی که شخص دیگری به‌جز پوتین را در قدرت ندیده‌اند.

زمانی که در رویدادهای “روسیه آزاد” در سراسر کشور شرکت می‌کنم، این نکته را به خود یادآوری می‌کنم. وقتی برای آن‌ها سخنرانی می‌کنم، باید به خود یادآوری کنم که آن‌ها چیزی جز پوتین را به خاطر نمی‌آوردند. این نسل هستند که بی‌وقفه می‌گویند “کافی اســت.” پوتین گزینه‌های زیادی برای مقابله با آن‌ها ندارد. زمانی که به چهره‌هایشان نگاه می‌کنم، به آینده روسیه امیدوار می‌شوم.

* فکر می‌کنید از محبوبیت پوتین کم شده یا مردم جرئت بیشتری برای اعتراض پیداکرده‌اند؟

فکر می‌کنم صحبت از محبوبیت یا نظرسنجی از مردم در حکومت‌های مستبد بی‌معنی اســت. تصور کنید: یک روس هستید که در آپارتمان خود نشسته‌اید و از همه‌چیز در کشورتان خبردارید، می‌دانید مخالفان پوتین خائن و عوامل خارجی خوانده می‌شوند، می‌دانید مردم برای دیدگاه‌های سیاسی خود زندانی می‌شوند، در تظاهرات مســالمت‌آمیز کتک می‌خوردند و دستگیر می‌شوند. سپس فردی که ادعا می‌کند از سازمان نظرسنجی اســت درب خانه‌تان را می‌زند و می‌پرسد: “آیا از ولادیمیر پوتین حمایت می‌کنید؟” چه جوابی باید داد؟ این نظرسنجی کاملاً بی‌معنی اســت.

راه بهتری برای قضاوت درباره دولت‌ها وجود دارد: اقداماتشان. می‌گویند بر اساس نظرسنجی‌ها از مقبولیت ۸۶ تا ۹۰ نسبتی برخوردارند. واقعاً؟ اگر این‌طور اســت چرا در انتخابات دست‌کاری می‌کنید؟ چرا مردم را برای دیدگاه سیاسی‌شان زندانی می‌کنید؟ چرا تظاهرات مســالمت‌آمیز را برهم می‌زنید؟ نه، این رفـــــتار دولتی ضعیف اســت که از اســتحکام موقعیت خود مطمئن نیست. فکر می‌کنم این شیوه برای ارزیابی پوتین بهتر باشد. وقت آن رسیده رسانه‌های جهان از کلمه کلیشه‌ای “محبوب” برای توصیف پوتین دست‌بردارند.

اعتراضات گسترده ماه مارس در ۸۴ شهر مختلف رخ داد. در اکثر این شهرها تظاهرات “غیرقانونی” اعلام‌شده بود و مقامات به‌وضوح اعلام کردند که شرکت در آن‌ها سبب دستگیری و اتهامات قانونی می‌شود. اما بازهم مردم به خیابان‌ها رفـــــتند. می‌بینیم که علاقه شهروندان روسیه به ایستادگی برای حقوقشان قوی‌تر از ترس شده اســت. به عقیده من، این یک نقطه عطف اســت.

* چرا مردم دارند به این مفهوم از شهروندی می‌رسند؟

همه می‌خواهند در آزادی، شأن و احترام و در حاکمیت قانون زندگی کنند. در رژیم پوتین هیچ‌یک از این‌ها را نداریم. مردم اساساً حق انتخاب حکومت خود را ندارند. حتی نمی‌توانند بدون ترس انتقادهایشان را بیان کنند. ۱۸ ســال اســت که مردم این‌گونه زندگی کرده‌اند.

اکنون جوانان و مردمی که سفر می‌کنند و کشورهای دیگر را می‌بینند، دست به اعتراض زده‌اند. زیرا می‌بینند که کشورهای دیگر با شهروندانشان با عزت و شرافت رفـــــتار می‌کنند.

پوتین قادر خواهد بود برای مدت کوتاهی شرایط را کنترل و مردم را سرکوب کند. اما به نقطه‌ای خواهیم رسید که دیگر سرکوب‌ها مؤثر نخواهند بود. زیرا زمانی که این جریان به یک موج تبدیل شود، دیگر نمی‌توانند با آن مقابله کنند.

* شخصاً برای شما، ترس چه تأثیری بر ابراز عقایدتان دارد؟ آیا تغییری در شما ایجاد کرده اســت؟ هر روز چگونه بر ترس خود غلبه می‌کنید؟

خب من هم یک انسان عادی هستم. مسلماً بسیار ناراحت‌کننده اســت که در دو ســال ۲ بار قصد کشتنت را کنند. اما به کار خود ادامه می‌دهیم. باید به خاطر آینده کشور به کار خود ادامه دهیم. در قبال کشور خود وظیفه‌داریم؛ اگر ستمی را ببینیم و به آن اعتراض نکنیم، خود نیز در آن شریکیم.

بهترین هدیه به رژیم پوتین، تسلیم شدن و فرار کردن اســت. اما چنین کاری نمی‌کنیم. مطمئناً این مبارزه آسان نخواهد بود، اما باید ثابت‌قدم باشیم. مطمئنم درنهایت پیروز خواهیم شد، زیرا حق با ماســت.

منبع: نیوزویک

ترجمه: وب‌سایت فرارو

داغترین اخبار و رویداد های ایـــران و خارج
این مطلب در این ساعت از سایت توما در بخش خبری ارســال گردیده اســت
این بخش شامل خبر های ورزشی نیز میباشد
میتوانید خبر فوق را به اشراک بگذارید

نوشته چرا پوتین نمی‌تواند جلوی موج اعتراضات را بگیرد؟ اولین بار در مجله آنلاین توما. پدیدار شد.

اشتراک در شبکه اجتماعی

گوگل پلاس فیسبوک تویتر لینکدین دیگ کلوب فیسنما