• تاریخ : ۱۴ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

سلام دوستان و همراهان گرامی.

بدون مقدمه از اونجایی که در پست قبلی احوالپرسی کردم, میرم سر اصل مطلب!
در این پست میخوام یه برنامه ای مفیدی رو به شما معرفی کنم که با استفاده از اون میتونید مقدار مسافت بین شهرهای ایران یا حتی جهان رو بسنجید یا اینکه مثلاً متوجه بشید باید برای رسیدن به مقصد مورد نظر چند ساعت تو راه باشید؟
البته متذکر این نکته میشم که این برنامه
مسافت‌سنج
نام داره.
البته مشابه این برنامه رو ما در
کافه‌بازار
هم داریم منتها بر اساس تجربه و تستی که کردم, مسافت‌سنجی که
فروشگاه
داره عالیه.
خب چون محیط برنامه خیلی ساده هست و احتیاجی به اونجور توضیحات نداره من ابتدا متن راهنمای استفاده رو عیناً اینجا میذارم, بعد برای یه نمونه: مسافت بین آمل تا قزوین, شهرک محمدیه رو با استفاده از امکانات این برنامه محاسبه میکنم.
توضیح اینکه: مثلاً من میخوام برم منزل بهنام نصیری عزیز و خخخ چمدین روز رو اونجا بیتوته کنم! خخخ
راهنما:

برای تعیین مبدأ و مقصد می توانید به روش های زیر عمل کنید:

  1. نام شهر را بنویسید، مثال:
    مبدأ: شیراز
    مقصد: تهران
  2. نام شهر و مکان موردنظرتان را بنویسید، مثال:
    مبدأ: شیراز، عفیف آباد
    مقصد: شیراز، ملاصدرا
  3. همچنین می توانید نام شهر را با حروف لاتین وارد کنید.

و حالا بر اساس اونچه که در راهنما اومده مسافت بین آمل-قزوین, شهرک محمدیه رو محاسبه میکنیم برای محاسبه مسافت بین این ۲شهر مراحل زیر رو دنبال کنید:

  1. ابتدا در کادر ویرایش مربوط به مبدأ, آمل رو مینویسیم
  2. بعد در کادر ویرایش مقصد, قزوین, شهرک محمدیه رو مینویسیم
  3. سپس گزینه محاسبه رو که بصورت یه دکمه هست میزنیم
  4. بعد از چند ثانیه صبر, نتایجی که بدست آمده رو میتونیم با پیمایش کردن صفحه بخونیم

نتیجه محاسبه:

فاصله مبدأ تا مقصد ۳۱۱کیلومتر
مدتزمان رانندگی: ۴ساعت و ۳۴دقیقه
مبدأ:: آمل-استان مازندران-ایران
مقصد: Qazvin Province, Mehregan, بلوک ۱۹۳, Valiasr Blvd, ایران

این برنامه علاوه بر اینکه مسافت رو میگه دکمه جزئیات مسیر رو هم داره که اگه فعالش کنیم مثلاً میگه که برای رسیدن به مقصد باید از کجاها بگذریم؟ البته این نکته رو بگم که برای استفاده از امکانات این برنامه باید از لحظه شروع تا پایانش به اینترنت متصل باشید.
خب دکمه جزئیات مسیر رو میزنیم و نتایج بدست اومده رو باهم میخونیم:

جزئیات مسیر آمل به قزوین-شهرک محمدیه

  1. به سمت شمال به سوی ۱۵خرداد بروید
  2. در آژانس هواپیمایی دریوک به سمت چپ به سوی ۱۵خرداد بپیچید
  3. در درمانگاه دندانپزشکی باب الحوائج به سمت چپ, به سوی رضوانیه, بپیچید از املاک تکساز – سعدی جقتایی نوایی (در سمت راست) عبور کنید
  4. در آرایشگاه دیامون به سمت راست, به سوی آفتاب ۱۷, بپیچید از Seogozar (در سمت راست) عبور کنید
  5. در استدیو طراحی و چاپ داتیس به سمت راست به سوی امام خمینی ب۱یچید
  6. در استدیو مثبت به سوی سمت چپ به سوی امام خمینی بپیچید
  7. گردش به چپ, به طرف امام خمینی, به دنبال کردن ‪Imam Khomeini‬‏ ادامه دهید از ثمین چرم (در سمت چپ) عبور کنید
  8. در میدان، به خروجی اولین, به طرف خیابان مدرس, بروید از هایپر مارکت تنکابنی (در سمت راست) عبور کنید
  9. در میدان، به خروجی اولین, بروید

و تمام!
بهمین سادگی میتونیم مقدار مسافت بین شهرها رو سنجش کنیم.
همانطوری که در بالا هم نوشتم برای استفاده بهتر از این برنامه باید به اینترنت وصل باشید.
خب دعوت میکنم این برنامه ی مفید و در عین حال کم‌حجم رو با حجم ۲مگابایت از لینک زیر دانلود بفرمایید.
البته متذکر این نکته میشم که لینک دانلودی از
آپلودسنتر شمسیپور
هست که از ویرایشگران تقاضا میشه که این فایل رو به سِروِر اصلی سایت منتقل کنند/متشکرم.
دانلود برنامه مسافت‌سنج
خب عزیزان: تا دیداری دوباره: بدرود.

۳ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email
  • تاریخ : ۱۴ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

نخستین گروه از حجاج ایرانی و متعلق به استان مرکزی عصر سه شنبه وارد فرودگاه امام خمینی(ره) شدند. عملیات بازگشت حجاج به میهن اسلامی از روز ۱۴ شهریور ماه آغاز شده و به مدت ۲۲ روز ادامه دارد.

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید ایمان ابراهیمی عاشقا دیوونن

امشب شما کاربران آپ موزیک میتوانید ترانه بسیار زیبای عاشقا دیوونن از ایمان ابراهیمی را با متن و بهترین کیفیت دانلود کنید

شعر : عاطفه حبیبی / آهنگساز و تنظیم کننده : حامد برادران

Download New Song BY : Iman Ebrahimi – Ashegha Divoonan With Text And Direct Links In UpMusic

Iman Ebrahimi Ashegha Divoonan دانلود آهنگ جدید ایمان ابراهیمی عاشقا دیوونن

متن آهنگ عاشقا دیوونن ایمان ابراهیمی

♪♪♫♫♪♪♯

اگه دلم برات پر میزنه کاره توئه اگه این قلبو از جاش میکنه کاره توئه
یکی دو روزه بد جوری دل آتیشی شده دارم عاشق میشم تازه میفهمم چی شده
♪♪♫♫♪♪♯ اگه حواسم هرجا پرته دنبال توئه اگه میبینی حالم بدتر از حال توئه ♪♪♫♫♪♪♯
اگه چند وقته قلب من گرفتاره توئه همه اینا فقط کاره توئه کاره توئه
همه دنیا میدونن عاشقا دیوونن عاشقا واسه هم میره نفساشون
همه دنیا میدونن عاشقا دیوونن همه چیزو میشه خوند از تو چشماشون
♪♪♫♫♪♪♯ همه دنیا میدونن عاشقا دیوونن عاشقا واسه هم میره نفساشون ♪♪♫♫♪♪♯
همه دنیا میدونن عاشقا دیوونن همه چیزو میشه خوند از تو چشماشون
من و تو و بارون خاطره هامون من و تو و حال خوب دلامون
عشق تو یه جوری رفته تو جونم که نمیشه بی عشقت زنده بمونم
♪♪♫♫♪♪♯ یه جوری تو قلبم جای تو قرصه که نمیتونه هیچکی چیزی بپرسه ♪♪♫♫♪♪♯
بگو تو چشای تو آخه چی هست که ضربان قلبم با تو یه جور دیگس
همه دنیا میدونن عاشقا دیوونن عاشقا واسه هم میره نفساشون
همه دنیا میدونن عاشقا دیوونن همه چیزو میشه خوند از تو چشماشون
♪♪♫♫♪♪♯ همه دنیا میدونن عاشقا دیوونن عاشقا واسه هم میره نفساشون ♪♪♫♫♪♪♯
همه دنیا میدونن عاشقا دیوونن همه چیزو میشه خوند از تو چشماشون

♪♪♫♫♪♪♯

ایمان ابراهیمی عاشقا دیوونن

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید ایمان ابراهیمی عاشقا دیوونن

  • تاریخ : ۱۴ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

گزارش محمد مکری از نحوه مواجهه وزیر صنعت با آخرین دستور نعمت زاده؛

وزیر صنعت دولت یازدهم در روزهای پایانی وزارت خود، مصوبه حذف برچسب قیمت از کالاها را ابلاغ کرد که حالا شریعتمداری وزیر صنعت دولت دوازدهم دقیقا نمی داند با این مصوبه چگونه برخورد کند و همین مساله احتمال بایگانی شدن آن را قوت می بخشد.

حذف قیمت از کالا به در بسته می‌خورد

تحریریه محمد مکری: محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت دولت یازدهم در روزهای پایانی وزارت خود، مصوبه حذف برچسب قیمت از کالاها را ابلاغ کرد که حالا شریعتمداری وزیر صنعت، معدن و تجارت دولت دوازدهم دقیقا نمی داند با این مصوبه چگونه برخورد کند و می گوید: «نه موافق و نه مخالف مصوبه حذف برچسب قیمت از برخی کالاهاست و این مصوبه در دولت یازدهم و از سوی آقای نعمت‌زاده ابلاغ شده که محترم و لازم‌الاجراست اما ایراداتی دارد که باید اصلاح شود.»

 

اگرچه در روزهای اخیر مصوبه ای با امضای شریعتمداری در رسانه ها منتشر و برچسب قیمت هفت قلم کالا ( شامل انواع محصولات کارخانه‌ای کنسرو، کمپوت، سس، ترشی، شور، مربا و عسل ) از مهرماه حذف خواهد شد اما وزیر صنعت در این باره معتقد است دستور نعمت زاده ایراداتی دارد که باید اصلاح شود. 

براساس صحبت‌های دبیر سندیکای صنایع کنسرو، وزیر صنعت دولت دوازدهم با صدور بخشنامه ای خواستار حذف درج قیمت از روی محصولات کنسروی شده است.  به گفته سیدمحمد میررضوی، در این بخشنامه حذف درج قیمت از روی کنسرو، کمپوت و چند قلم کالا مطرح شده است که باید مشخص شود کدام محصولات کنسروی را شامل می‌شود.

اما در حالی شریعتمداری وزیر صنعت دولت دوازدهم طی روزهای گذشته از مصوبه نعمت زاده وزیر اسبق دفاع کرده بود که اکنون معتقد است که این مصوبه ایراداتی دارد.  

 

با این وجود، سازمان حمایت مصرف‌کنندگان و تولیدکنندگان این مصوبه را با ماده قانونی موجود در تناقض می‌داند که محمد شریعتمداری در این باره  گفته است: مصوبه حذف برچسب قیمت از برخی کالاها در دولت یازدهم و از سوی آقای نعمت‌زاده ابلاغ شده که اکنون محترم و لازم‌الاجراست اما به هر حال ایراداتی به آن وارد است که باید رسیدگی و اصلاح شود.

بر اساس ابلاغیه وزیر صنعت سابق حذف قیمت از روی چهار گروه کالایی از جمله محصولات صنایع بیسکویت، شیرینی، کیک و شکلات، انواع چیپس و اسنک و محصولات صنایع سلولزی، بهداشتی را از مهر ماه  عملیاتی خواهد شد. این در حالیست که حالا این مصوبه به در بسته خورده است و به به نظر می‌رسد که این طرح در حالت تعلیق قرار گیرد.

در این میان، انتقاداتی به طرح حذف قیمت از روی کالا بیان می‌شود. به گفته فعالان و کارشناسان بازار اکنون در هر گروه از کالاهایی که تخفیف‌های غیرمتعارف و زیاد توسط عرضه کنندگان اعمال می شود، قیمت درج شده بر روی کالا غیرواقعی است.

بنابراین موفقیت بخشنامه حذف قیمت و طرح حذف قیمت از روی کالاهای غیراساسی در صورتی است که قیمت این کالا پس از اجرای طرح از قیمت فعلی بازار کمتر شود و اگر این اتفاق نیفتد و قیمت در حد قیمت های فعلی باقی بماند و یا قیمت ها افزایش یابد، طرح شکست می‌خورد.

در این میان به نظر می‌رسد که شریعتمداری چندان پیرو نعمت زاده نباشد و به برخی از نکات با دقت بیشتری بپردازد، اما با توجه به انتقاداتی که در خصوص اجرای مصوبه حذف قیمت از روی کالا مطرح است،بدین ترتیب این طرح در ابتدای کار با شکست روبه رو شود و به در بسته بخورد!

‘); d.write(‘

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی اشک شوق

موزیک جدید . فوق العاده زیبای ♫ یوسف زمانی بنام اشک شوق ♫ همراه با متن و بهترین کیفیت ممکن

Download New Song BY : Yousef Zamani – Ashke Shogh With Text On UpMusic

بزودی….. ( دموی آهنگ اضافه شد )

1 دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی اشک شوق

متن اهنگ اشک شوق یوسف زمانی

♪♪♫♫♪♪♯

بد حالم ولی واسه تو خوشحالم
♪♪♫♫♪♪♯ به اونی که از ته دل عاشقشی بش رسیدی ♪♪♫♫♪♪♯
خیس چشمام فدای سرت اشک شوق
♪♪♫♫♪♪♯ نگرانه من ببینی دل تو بریزه ی موقع ♪♪♫♫♪♪♯
افوس
میشه مرهم تو نبودت
♪♪♫♫♪♪♯ می میرم تو نبودت ♪♪♫♫♪♪♯
ای کاش

I’m bad, but happy for you
♪♪♫♫♪♪♯ To the one you got from the heart of love ♪♪♫♫♪♪♯
Soak my eyes for your tears of joy
I’m looking at you, my heart is on time
Afus
♪♪♫♫♪♪♯ You’re not your hairdo ♪♪♫♫♪♪♯
I’m not you
I wish

♪♪♫♫♪♪♯ بزودی…..

یوسف زمانی اشک شوق

 

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی اشک شوق

  • تاریخ : ۱۳ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

سه شنبه، ۳۱ مردادماه ۱۳۹۶


خیلی خسته بودم. از یه طرف هوا خیییییلی گرم بود و از طرف دیگه، خروارها کار رو دوشم سنگینی میکرد. اصلا روز خوبی نبود.
منتظر تاکسی بودم. نه. هرچی واستادم نمی اومد. خیلی بد مسیره این مدرسه ما خداییش. به کمک یه عابر، رفتم ایستگاه اتوبوس. از واستادن تو گرما بهتر بود.
منتظر اتوبوس بودم دیدم یه دسته از بچه های جدید الورود پایه هفتمی با هم دارن به صندلیهای ایستگاه اتوبوس نزدیک میشن. متوجه حضور من شدند و سرعتشونو زیادتر کردند.
خداییش تا اومدن انرژی گرفتم. نشستیم حدود دو دقیقه ای رو در مورد قیمت کتاب الوان که برا کلاس مکالمه عربیشون نیاز بود، بحث کردیم.
اتوبوس رسید. تو اتوبوس هم کلی گفتیم و خندیدیم. خب چون اونا جدید الورود بودن و مثل قدیمیترها، زیاد با رفتارهای من آشنا نبودند، براشون خیلی جالب بود که منم همپای اونا، میله های اتوبوسو گرفتم و واستادم. واقعا برام سؤال شد که یعنی عموم مردم اینقدر از ما یه موجود ضعیف ساختن که حتی به بچه هاشون هم القا شده که ما باید همردیف خردسالان و یا سالخوردگان باشیم؟
دم ایستگاه اتوبوس محمدیه، از بچه ها خداحافظی کردم و صرفا برای فرهنگسازی بیشتر و ایجاد ارتباطات چند نفره مؤثر، کرایه بچه ها رو هم حساب کردم و پایین اومدم. باورتون نمیشه. ولی اولین بار نبود که سنگینی نگاههای مردمو رو صورتم حس میکردم. به خاطر همینه که نمیخوام و دوس ندارم زیاد تو اتوبوس یا مترو سوار شم و اکثرا با تاکسی میرم.
خیابون، گرم و خلوت بود. راحت میشد بری اونور خیابون. خوشبختانه سه تا تاکسی هم منتظر مسافر واستاده بود. رفتم و شانسی یکیشو سوار شدم.
وسط راه بودم که گوشیم زنگ خورد. مدیرمون بود. وای خدا چی میخواد. من که تازه از مدرسه زدم بیرون.
– آقای نصیری. آبادان میری؟

– بله؟ آبادان؟ چرا اونوقت؟

– شما و صالح، هر دوتون از مدرسه ما، واسه تدریس برتر تو استان مقام آوردید و منم تو رشته تدریس الکترونیک، اسمتونو تو کانال تلگرامی اداره دیدم و ابلاغشم واسم اومد. حالا میری؟

اسن مونده بودم چی بهش بگم. تشکر کردم و قطع کردم. تا به خونه برسم، تو دلم زمزمه میکردم. من؟ تدریس برتر الکترونیک؟ مگه داریم! مگه میشه!

رسیدم خونه. قرار بود فردا صبح برا هماهنگی برم اداره. تو پوستمم نمیگنجید که با صالح، یکی از همکارام که الان دیگه بعد ۶ سال کار، حکم رفیق گارد منو پیدا کرده بود، همسفر میشم و میرم آبادان. جنوب ایران. جایی که عاشقشم.
گوشیو برداشتم که به شهاب بزنگم و بگم که احتمالا میتونم بیام ببینمت. اما یه حسی بهم گفت جلسه رو برو، بعدا زنگ بزن.

چهارشنبه، اول شهریورماه ۱۳۹۶

با صالح از دم مدرسه به سمت اداره راه افتادیم. خییییلی زود رسیدیم. بدموقع رسیدیم. مسئولین محترم در حال انجام کار بسیااااااااااااااااار خطیر صبحونه خوردن بودن و ابدا نمیشد از وجدان کاری خودشون روی برگردانند.
بالاخره رفتیم دبیرخونه و هماهنگیهای لازم انجام شد. اما، …

  • حق ما، داشتن حد اقل یه بلیط پرواز رفت و برگشت تهران آبادان بود، که ندادن بهمون. حتی یه مینیبوسم ندادن. مجبور شدیم با ماشین صالح بریم.
  • تو آییننامش خوندم که هر شرکت کننده یا هر مدرسه میتونه برا نمایش بهتر تدریسش تو جشنواره، با خودش حد اکثر ۵ تا دانشآموز بیاره و اداره براشون باید مربی اعزام کنه. اما آقایون گفتن ببرید اما مسئولیتشون با خودتون. حتی یه برگه تاییدیه اردو هم بهمون میدادن و بیمه نامه دانشآموزا رو ضمیمش میکردن، صالح مسئولیتشونو قبول کرده بود که اونم ندادن.
  • گفتیم حد اقل هزینه غذامون با شما، گفتن بودجه نداریم.

خلاصه اینجوری به قول خودشون دو دبیر برجسته استانو بدرقه کردند. البته بنده خدا مدیرمون از جیب یه هزینه ای رو داد و دلش نمیخواست ما از جیب هم ضرر کنیم واسه اسم در کردن قزوین. خدا خیرش بده.

پنجشنبه، دوم شهریورماه ۱۳۹۶

خب! رفتنمون قطعی شد. گوشی رو برداشتم و توی واتساپ به شهاب خبر دادم و شهابم با کمال میل پذیرفت.
ذوقم چند برابر شد. تدریس رو به روی فردوس حاجیان، آبادانگردی و عطر خوب شرجی هوا و از همه مهمتر و باحالتر، دیدن شهاب.
حدود ساعت هفت شب راه افتادیم و تو راه، کلی با صالح گفتیم و خندیدیم. من برا اینکه بیچاره پشت فرمون خوابش نبره، مجبور بودم نقش دلقک رو برا آقا بازی کنم تا نخوابه. بعد من یه فایل طنز یه ساعت و نیم قزوینی تو فلشم داشتم. زدیم به ضبط ماشین و گوش دادنش واقعا خوابو میپروند.
تذکر: دوستان این فایلو درخواست نفرمایند که … اهم.
بله میگفتم. شبو چند ساعت تو ماشین خوابیدیم و از نو راه افتادیم. حدود ساعت ۱۲ ظهر روز جمعه، به برزیل رسیدیم.

جمعه، سوم شهریورماه ۱۳۹۶

جاتون خالی تو خوابگاهی که برامون تدارک دیده بودند، یک استقبال خیییییییلی گرمی از ما کردن که نگو و نپرس. خییییییلی باحال بود. فقط یه کم گرمای ۴۷ درجه ایش داشت اذیت میکرد که به خوشیش می ارزید.
ناهارو ماهی زدیم تو رگ. بعد ظهرو هم یه استراحتی کردیم و مثل دو تا دیوونه، تو این گرما زدیم تو دل شهر.
خیر سرمون رفتیم بستنی بخوریم که بستنی فروشه انگار آدم فضایی دیده باشه، با سادگی خاصی بهمون گفت: ها کوکا! مِگه کِسی مجبورتون کرده تو ای گرما بیاین بیرون.
دستمونو کشید و برد تو مغازش. جلو پای هر دومون یه چهارپایه پلاستیکی گذاشت و زور کرد که بشینیم. دلم نمیاد مکالمه مونو با این آبادانی باحال نگم براتون.
– چی کاره این حالا. چرا این موقع سال اومدین بنده خداها. خو اذیت میشین. میذاشتید زمستون می اومدید.

صالح جریانو براش تعریف کرد.
– ِ معلمین؟ مُ گُفتُم به تو خیلی میاد معلم باشی. اما خو به ای رفیقت، نه.
چند لحظه ای مکث کرد و انگار داشت منو نگا میکرد: تازه ایجوری شدی؟ یا اِز اَوِل ایجوری بودی!
مادرزادیه داداش. البته موقع  شست و شو تو دست پرستارا به سرم فشار اومد و عصبم قطع شد.
خدا لعنتشون کنه. خو ولش کن. تُنُم معلمی؟
آره داداشم. البته با اجازت.
خیلی خیلی با هم حرف زدیم. داشتیم میرفتیم. ازش پرسیدم: ها کوکا ای راسته که بِچِ های آبُدان لاف زیاد میزنن؟
– مگه تو زندگی آبُدانیا لاف معنی داره! ای موشک سپاه دیدی داعشو خورد کرد، ای کار دست بِچِهای آبُدان بودا.
کلی خندیدم سر اون حرف.

شبش هم قرار بود بریم اروند که صالح خسته بود و خوابید و اروند، پَر.

شنبه، چهار شهریورماه ۱۳۹۶

صبح زود از خواب پا شدیم. یه صبحونه مفصلی خوردیم که تو عمرم اینجوری مفصل صبحونه نخورده بودم. سوار اتوبوسمون کردند. رفتیم تا رسیدیم به سالن آزادگان. یا خدا. قلبم داشت می اومد تو دهنم.
عبارت توی فرم، هردومونو ریخت به هم: چنانچه فاقد مستمع (دانشآموز) هستید، لطفا جهت به کارگیری دانشآموزان مدرسه توحید آبادان برای کسب امتیاز بخش تعامل با مستمع در تدریس، درخواست خود را کتبا به دبیرخانه جشنواره ارسال نمایید. بدیهی است عدم به کارگیری دانش آموز در تدریس، موجب کسر امتیاز میگردد.
شاید برا صالح عادی بود. اما خب برای من خیلی سخت بود. منی که دو جلسه اول کلاسم با دانشآموزای جدید رو به بازی و معارفه و شوخی و روشهای ارتباط مؤثر با دانش آموز اختصاص میدادم، حالا باید همون جلسه اول و با همون نگاه اول، بهشون درس بدم. نه اسمشونو میدونم، و نه ۲۰ دقیقه تدریس که باااااید خلاقانه هم باشه، جایی رو برا معرفی برا من میذاره. بله. صالح میتونه به یکیشون اشاره کنه که شما بیا پای تخته. ولی منی که اسماشونو نمیدونم چی کار کنم؟ تصمیم گرفتم انصراف بدم. اما باز هم دم صالح گرم. با مدیر مدرسه توحید هماهنگ کرد تا من بتونم بچه ها رو نیم ساعت قبل تدریسم تو راهروی منتهی به سالن ببینم و یه آشنایی خییییلی کوچولویی باهاشون داشته باشم.
باورتون نمیشه. ولی خلاف تصور من بودند. خییییییلی زودجوشتر از بچه های قزوین. ظرف پنج دقیقه تونستم باهاشون ارتباط بگیرم. به قول صالح، اینهمه این در و اون در زدیم، خب همین پنج دقیقه تو طول تدریست هم میشد اتفاق بیفته.

خلاصه، وقت تدریس فرا رسید و اسم منو خوندن تا به روی سن برم. قبلترش مشخصات سن رو از صالح پرسیده بودم که تا کجای سن میتونم قدم بزنم؟ بچه ها رو کجا مینشونن و … اصلا استرس هیچی رو نداشتم. اما وقتی رفتم بالای سن و با داورا مخصوصا آقای حاجیان دست دادم، دلم یهویی ریخت. به قدری استرس وجودمو فرا گرفته بود که موقع معرفی خودم، اصطلاحا قبل از اینکه کلاس نمادیم بالای سن شروع بشه، لرزیدن چونه هامو احساس میکردم.
بعد معرفی، به نشانه ورود به کلاس، سمت جایگاه بچه ها حرکت کردم. یکیشون برپا داد و بچه ها بلند شدن. یه احساسی داشت بهم میگفت الان قفسه سینت باز میشه و قلبت میزنه بیرون.
تا اینکه دیالوگ اول تدریسم یادم اومد: (بچه ها این عکسو ببینید! حالا آیه مرتبطش که زیر عکس نوشته رو بخش بخش با هم میخونیم. ألا بذکر الله تطمئن القلوب. معنیش چی میشه بچه ها؟)
همینکه بچه ها یکصدا گفتند: (با یاد خدا دلها آرام میگیرد.) انگار آب ریختن رو آتیش. انقدر آروم شده بودم که انگار تو کلاس خودم و تو مدرسه خودمون تو قزوین دارم راه میرم.

خلاصه تدریسم نیم ساعت طول کشید. گرچه بابت اینکه نتونستم سر بیست دقیقه ببندمش ۵ امتیاز ازم کم شد، ولی نمیدونم به خاطر چی بود که سالن سی ثانیه برام دست زد. عوض خوشحالی، دستپاچه شده بودم. به قول صالح، شاید تدریس محتواهای تصویری از یه نابینا براشون جذاب بود.
پ.ن: تدریسمو ضبط کرده بودم هم اینجا بذارم هم برا خودم یادگاری نگه دارم که به لطف داش صالح، پاک شد. خخخخ

چند تا تدریس دیگه هم دیدیم و بعد اومدیم برا ناهار. موقع برگشتن از غذاخوری، تقریبا ۲۰ تا پسر جوون جلوی در ورودی خوابگاه ایستاده بودند و با موسیقی باحال بندری و رقص باحالتر، دل مهموناشونو شاد میکردند. خیییییییییییلی جاتون خالی بود.
برگشتیم و تا ساعت ۲ استراحت کردیم و ساعت دو و نیم، برای ارائه تدریس صالح، به سمت سالن آزادگان به راه افتادیم. تدریس صالح بنده خدا افتاده بود آخرین تدریس و یه ربع بعدش، مراسم اعلام رتبه های برتر بود.
صالح هم تدریسشو به خوبی انجام داد و یه ربع هم تنفس دادند تا امتیازات جمعآوری بشه و رتبه بندی انجام بشه.
بالاخره ساعت ۴ اختتامیه شروع شد. زیاد رسمی نبود. اولش رئیس آموزش پرورش خوزستان ۱۰ دقیقه حرفید. بعدش آقای حاجیان به نمایندگی از داوران ۲۰ دقیقه حرفید و ۳۰ دقیقه هم اعلام نفرات برتر بود.
دستمو گذاشته بودم زیر چونم و آرنجمو به دسته صندلی تکیه داده بودم تا بلکم این اختتامیه تموم شه بره. ما که مقام نمیاریم. شاید صالح بیاره.
داشتم با بغلدستیم حرف میزدم که مجری اعلام کرد: و اما نفر اول تدریس برتر در زیرشاخه تدریس مبتنی بر محتوای الکترونیکی! دبیر درس قرآن و معارف اسلامی از استان قزوین، آقای بهنام نصیری.
یخ کردم. یعنی چی؟ من؟ اصلا باورم نمیشد.
رفتم بالا و جایزه رو گرفتم. پشتبندش نفرات دوم و سوم رو هم اعلام کردند. صالح تو درس ریاضی سوم شد و واقعا باعث افتخار بود برامون که دو دبیر، از یه استان، اونم از یه مدرسه، حائض رتبه های برتر کشوری شدند. همونجا بعد از اینکه اومدیم پایین، همدیگه رو تو آغوش گرفتیم و یه نامردیم همونجا ازمون عکس گرفت. خخخخ هرچی ذوق کرده بودیم یه دفعه کوفتمون شد.

اختتامیه تموم شد. حالا دیگه وقتش بود راه بیفتیم به سمت اهواز. به خوابگاه اومدیم و چمدونا رو چیدیم صندوق و یا علی مدد.
خیلی خیلی شاد بودیم. صالح پاشو گذاشته بود رو گاز و دو تایی با هم با صدای زیاااد ضبط، یه آهنگ فوق العاده شاد از علی زند وکیلی رو زمزمه میکردیم.
هر چند ثانیه بهش میگفتم داداش بو سوختگی میادا. کولرو کمتر کن. اونم هی میگفت فدا سرت داداش. کولرو رو ماشین گذاشتند که استفاده کنی دیگه. دکور نیست که.
بیست دقیقه بیشتر راه نیومده بودیم که بو شدیدتر شد و آمپر ماشین رفت به بالاترین درجه و ماشین به طرز وحشتناکی واستاد. تمااام دور و برمون دود بود. انگار مه شده بود حد اقل به تصور من.
بله! ماشین یاتاقان زد و واشر سر سیلندر سوزوند. با یه ماشینی ماشینو بوکسر کردیم بردیم میکانیکی. دیدیم یا ابا الفضل! رادیات به کل سوراخ شده و ماشین یه قطره آبم نداره. تازه پمپ آبشم سوخته. یارو گفت خدا خیلی دوستتون داشته که نرفتید هوا.
از دماغمون در اومد. شاگرد میکانیکه دمش گرم منو تا خوابگاه رسوند و صالح تا ده شب پیش ماشین موند. طفلی وقتی برگشت، انقد خسته بود که هرچی هم بهش گفتم بیا بریم اهواز یه استراحتی بکن، قبول نکرد و فقط میخواست یه کله بریم قزوین.
حالا چقد راهو اشتباه رفتیم و دور ایران پیچ خوردیم بماند. اما بالاخره سالم به قزوین رسیدیم تا سفرمون اینجوری به پایون برسه.

جمعه، دهم شهریورماه ۱۳۹۶

گفته بودند امروز نتایج کنکور ارشد میاد. از هشت صبح پا شدم. کارم شده بود بازدید تماموقت از سایت سنجش. نمی اومد که نمی اومد.
تا هشت شب یه سره چک میکردم. نیومده بود. پدر و مادرم وقتی دیدند من خیلی کلافم، به اجبار و برخلاف میل باطنیم، منو بردن بیرون تو جمع بستگان تا بلکم نپوسم در خانه. چون قرار نبود برم. خلاصه پنچر شدم از این بابت که احتمالا فردا صبح باید بعد اینهمه تلاش، نتیجه رو ببینم.
نزدیکای ساعت ده شب، میلاد زنگ زد و بهم خبر داد که نتایج اومده. اگه میخوام میتونه برا منم نگاه کنه. اول بهش گفتم نه خودم نگاه میکنم. بعدش سریع پشیمون شدم. مشخصات ورودمو داده بودم مادررم نوشته بود که اگه اینترنت دار شدم، بتونم اوکی کنم.
با میلاد تماس گرفتم و میلاد لطف کرد و رفت تو سایت تا بهم نتیجه رو بگه. مشخصاتو گفتم. وارد شد. میگفت که اصلا نتایج نهاییت نیست. منم با خودم گفتم خب حتما قبول نشدم دیگه. داشتم با کمال نا امیدی از میلاد خداحافظی میکردم که با شنیدن کد رشته و دانشگاه، به هوا پریدم. خدا رو شکر میکنم که بالاخره مزد زحماتمو گرفتم.
سلام علوم قرآن و حدیث دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین.

 

امیدوارم تونسته باشم کمی از لحظات خوشیمو باهاتون به اشتراک بذارم. دلتون سفید.

۱۰ نفر این پست رو پسندیدن!

Print Friendly, PDF & Email
  • تاریخ : ۱۳ام شهریور ۱۳۹۶
  • موضوع : خبری

موفقیت ایتالیا در دستگیری یکی از سابقه‌دارترین اعضای مافیا؛

یکی از سابقه دارترین رئیسان مافیای ایتالیا پس از ۲۳ سال تعقیب و گریز در اروگوئه بازداشت شد.

«سلطان کوکائین» پس از ۲۳ سال تعقیب و گریز بازداشت شد

به گزارش خبرنگار «محمد مکری» به نقل از گاردین، وزارت کشور ایتالیا اعلام کرد روکو مورابیاتو که از سابقه دارترین رئیسان مافیای ایتالیا است، پس از ۲۳ سال تعقیب و گریز به اتهام عضویت در مافیا، قاچاق مواد مخدر و جرایم مهم دیگر در اروگوئه بازداشت شد.

مورابیتو به عنوان سابقه دارترین عضو فراری سازمان «ندرانگیتا» در منطقه کالابری ایتالیا شناخته می شود. این گروه قدرتمندترین سازمان جنایتکار در ایالیا و یکی از بزرگ ترین واردکنندگان کوکائین از آمریکای جنوبی به اروپا است.

در بیانیه وزارت کشور ایتالیا گفته شده این فرد۵۰ ساله پس از آن که پلیس اروگوئه و مقامات ایتالیایی برای شناسایی هویت واقعیش همکاری کردند، در ویلایی در منطقه ساحلی «پونتا دل استه» دستگیر شد.

«سلطان کوکائین» پس از ۲۳ سال تعقیب و گریز بازداشت شد

ویلای مورابیتو در اروگوئه

مورابیتو که به «سلطان کوکائین میلان» معروف است از سال ۱۹۹۴ و پس از آن که مشخص شد ۱۳ میلیارد لیر ایتالیا (۶.۲ میلیون پوند) پرداخته است تا یک محموله یک تنی کوکائین را وارد کشور کند، تحت تعقیب قرار گرفت.

در سال ۱۹۹۵ حکم بازداشت بین المللی او با هدف کشف و استردادش به ایتالیا اعلام شد. او در دادگاهی غیابی به ۳۰ سال زندان محکوم شده بود.

مورابیتو در فهرست ۵ فرد قدرتمندی که وزارت کشور ایتالیا به دنبال آنها است قرار داشته است. متئو مسینا دنارو، رییس مافیای سیسیل، از دیگر افراد این فهرست است.

آخرین اخبار، تحلیل‌های ویژه و صفحه نخست نشریه‌های انگلیسی زبان در صفحه بین‌الملل 

‘); d.write(‘

این مطلب از وب سایت آپ موزیک رپورتاژ گردید و صرفا جهت اطلاع شما از این آهنگ می باشد...

دانلود آهنگ جدید مهراب چشه

هم اکنون برای شما کاربران آپ موزیک نرانه بسیار زیبای چشه از مهراب با متن و دو کیفیت 320 و 128

Download New Song By : Mehrab – Cheshe With Text And Direct Links In UpMusic

بزودی….

Capture 3 دانلود آهنگ جدید مهراب چشه

متن آهنگ چشه مهراب

♪♪♫♫♪♪♯ بزودی…. ♪♪♫♫♪♪♯

مهراب چشه

برای دانلود بر روی لینک روبرو کلیک کنید : دانلود آهنگ جدید مهراب چشه

صفحه 24 از 448
»...10 قبلی 20212223242526272829 بعدی 304050...«